تبليغاتX
سیستم پکیده
ملک خصوصی غوری جون
سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

غوری یه عالم گریه کرده از دسته این بازیکنای پرسپولیس که گند زدن به هیکش

این همه کوری خوندم که این فصل ماله ماست .ما قهرمانی رو بعد ۶سال میگیریم..............ولی همش کشک بود همش باد هوا بود برو بابا اینا بازی بلد نیسن بچه ی خواهر م که ۴ساله شه از اینا بهتر بازی می کنه دفاع که مثه بوق وایساده بودن نگاه می کردن تا گلر حریف بیادو گل بزنه وای ۴تا گل اونم از کی استقلاله اهواز وای وای وای بزیم سر بزاریم بمیریم بهتره

وقتی باختیم گفتم من دیگه پرسپولیسی نیسم ولی .........نشد من نمی تونم پرسپولیس و رها کنم و برم من پرسپولیسی به دنیا اومدمپرسپولیسی هم میمیرم

پس حالا که این طوره همه با هم فریاد می زنیم:

پرسپولیس

        اول بشی

                 آخر بشی

                میمیریم برات

هرکی با غوری موافقه یا علی بگه و کامنت بزاره برام

تا آپه بعدی بوس بوس بترکونیدا دوستون دارم

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 24 فروردین1387ساعت 16:3  توسط غورباقه(منیر) | 

سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

می دونم تا به حال من و این جور ندیدین ولی من دیگه نمی تونم  دیگه نمی تونم تظاهر کنم که همه چیز خوبه دیگه از این که الکی بخندم خسه شدم زندگی برام تکراری شده میدونین شاید باور نکنین ولی زمانی تصمیم گرفتم که خود کشی کنم ولی ترسیدم چیه خوب ترسیدم دیگه خیلی ترسناکه آدم بخواد خودشو بکشه من که دلشو ندارم کسی هم تا حالا پیدا نشده که بخواد بهم کمک کنه یعنی نتونسته برای هر کی گفتم اولش خوب گوش داده وبعد کم آورده و نتونسته بهم جوابی بده مشکلم جوریه که نمی تونم بگم برای همین هم بود که این چند وقت آپ نمی کردم حسش نبود روز ها تکراری شده و من توی این همه تکرار گیر کردم یه جایی خوندم نوشته بود: "تکرار مرگ تمام آرزوهای انسان است"پس با این حساب من باید دیگه مرده باشم خوبه اینجا رو دارم که بیام درددل کنم و خودم روخالی کنم وخوبه که شما هسین تا من باهاتون حرف بزنم مرسی از بودنتون دوستون دارم بوس بوس برام دعا کنین

+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 فروردین1387ساعت 14:47  توسط غورباقه(منیر) | 
سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااامممممممممممممممممممم

امیدوارم روزای خوبی رو پشت سر گذاشته باشین وروزای خوبی هم انتظارتون روبکشه به من که روزای اخر خیلی خوش گذشت اخه میدونید چی شده من:عمه شدم

وای نمیدونین چه حس خوبیه اونم یه دختره ناناز که آدم می خواد هام بخورتش عکسش رو می زارم ببینید.

واییییییییییییییییییییییی من دارم می ترکم از استرس آخه فردا بازیه پرسپولیس-استقلاله(البته از نوع ابکشش)

دلم لک زده برای یه دربی حسابی باحال که ۶تا گل داشته باشه و ما رو تا اخر سال شارژ کنه که این سپاهانی هابترکن و دیگه برای ما این قدر قلدر بازی نکنن می دونین اگه توی فامیل ما منو فهیم نبودیم کسی نیگا به پرسپولیس نمی کرد اخه همه سپاهانین خفن ولی حال می کنم در برابر من یکی کم میارن فهیم زیاد پایه ی کل انداختن باهاشون نیست(بین خودمون باشه میترسه)اما حاجیتون عمرا تو مود ترس مرس نیس پای کل کل که بیاد وسط من هسم تا تهش برای اس اسی های جمع :

پرسپولیس سرور استقلاله

پرسپولیس

         اول بشی

                 آخر بشی

            دوست داریم

برو بچ خواهش میکنم به خاطر منیر اگه اهل فوتبالم نیسین دعا کنین پرسپولیس ببره برام حیاتی دوستون دارم تا بعد بوس بوسدعا یادتون نرها

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 فروردین1387ساعت 17:10  توسط غورباقه(منیر) | 
سال نو مبارک

عید همگی تون مبارکعزیزای من

امیدوارم سالی پراز خیرو برکت داشته باشین وبه همه ی ارزوها قشنگتون برسی امیدوارم اگه عاشق نشدین امسال طعم شیرین عشق رو بچشین

دم عید من و هم دعا کنین امیدوارم حال خوبی توی سال ۸۷ داشته باشین بدون جنگ.بدونفقر بدون......(با این که شاید بهشون نرسیم)

دوستون دارم من و یادتون نره بوس بوس

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 اسفند1386ساعت 14:45  توسط غورباقه(منیر) | 
سلااااااااااااااااااااااااااااااااااام گلای من

امیدوارم روزای خوبی رو داشته باشین می خوام اون پستی رو که بهتون وعده داده بودم رو بزارم اماده این پس بریم

صبح وقتی از خواب بیدار شدم ملیح خواهرم گفت می خواد بره دکتر منم چون دکتری که می خواست بره نزدیک محل کار فهیم بود رفتم باهاش خلاصه من رفتم پیش فهیم و ملیح دکتر (قرار بود ساعت ۲:۳۰ بریم بیرون با همکاره فهیم سمیرا)ملیح از دکتر که اومد با فهیم رفتن خونه ی ما و من هم منتظر شدم سمیرا از آرایشگاه بیاد باهم بریم سر قرار. اون وقتی میرفت گفت که ساعت ۲:۳۰ میاد تا بریم منم اونجا بودم تا اینکه ساعت ۲:۱۵ زنگ زدو گفت که کارش نیم ساعته دیگه تموم می شه منم گفتم صبر می کنم بیاد تا اینکه نیم ساعت بعد شد ۱ساعت وخانوم نیومد منم دیگه نتونستم زنگ زدم گفتم چی شد گفت ........(ما رو دوباره پیچوند)خلاصه من تا ساعت ۴:۳۰ اونجا منتظر بودم واون نیومد منم بهش زنگ زدم و گفتم من خودم میرم تو هر وقت خواصی بیا.حرکت کردم طرف سی و سه پل۵رسیدم اونجا ملیح وفهیم روکه دیدم باهم رفتیم سمت همون تریا که میریم همیشه(تریا ترنج)توی راه از روی سی و سه پل که می گذشتیم دوتا پسر که کت و شلوار پوشیده بودن وکراوات زده بود از کنارمون گذشتن فهیم تا اونا رو دید گفت :وای ساواکیارو من و ملیح زدیم زیر خنده تا رسیدیم به تریا فهیم همین طور ما رو خندوندزسیدیم به تریا ورفتیم نشستیم حالا فهیم وملیح مونده بودن چی سفارش بدن هی این منو رو ورق می زدن گارسون اومد گفت چی میخورین ملیح گفت هنوز نمی دونیم طول می گشه یارو همچین بهمون نگاه کرد وااااااااییییییییی

خلاصه سفارش دادیم من سان شاین فهیم:کوپ موز ملیح:کوپ شکلات حالا اصلا نمی دونسیم اینا چی هس ضایع بازی شده بود اساسی تا یارو سفارشامون رو اورد مال من که یه برج۱۰۰۰۰ طبقه بود برای خودش ومال فهیم وملیح هم همین جور شروع کردیم به خوردن هی هم با هم عوض میکردی من از فهیم رو می خوردم فهیم از ملیح وملیح ازمن رو تا آخر همین طور بستنی ها گشت وگشت اصلا فکر کنم ما نفهمیدیم چی خوردیم فهیم هم همش حواسش به ادمای توی تریا و هر چی هم می گفتیم فهیم برگرد ابرومون رفت هی می گفت :وایسا ببینم چی می گن (ضایع بازی هم به خصوصیات دیگش اضافه شده)ما که دیدیم داریم تابلو می شیم زود جمع کردیم اومدیم طرف خونه .

خلاصه باهمه ی ضایع کاریای روز خوبی بود حال داد اساسی

تا پست بعدی انشاا... فردا بای بوس بوس

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 اسفند1386ساعت 17:16  توسط غورباقه(منیر) | 
سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

من می خوام قبل از این که اون اپ که گفتم رو بدم بالا از همه ی اونایی که همیشه با ما بودن معذرت خواهی کنم می دونم می خواین سر ما رو بزنین میدونم ما باید خبر میدادیم ولی این وظیفه به عهده ی فهیم بود اونم که قربونش برم بیخال تازه چند روز پیش به من می گه برو از دل خواننده های وبلاگ در بیار اخه من بهشون  چند وقته سر  نزدم .می گم بهش آخه فهیم من بعد این همه وقت برم بگم چی؟ می بینید آدم کجا گیر می کنه من هر وقت کاری بهش سپردم همین طور گند زداز همتون که همیشه به ما لطف داشتین و بهمون سر میزدین معذرت می خوام مارو ببخشین من یه غورباقه ی تنهام تنها ترم نکنین با اومدنتون دل یه خانواده ی داغ دار رو شاد کنین(انگار دارم برای اعلامیه ی مرده مینویسم)دوستون دارم چاکرتونم در بستمن و تنها نزارینا بیاین اینجا رو بترکونین تا من حا کنم اساسیدوستون دارم بوس بوس

مخلصو غلوم همتون غوری جون

+ نوشته شده در  یکشنبه 26 اسفند1386ساعت 13:10  توسط غورباقه(منیر) | 

سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

ممنون که من و تنها نذاشتین بابا ایول دمتون گرم

من و شرمنده کردین راسی من و فهیم می خوایم فردا بریم بیرون براتون می اپم که دوباره این بشر چه دسه گلایی به آب داده منتظر باشین(اون که خدای دسه گل آب دادنه)راسی بل فضایی ها هسیم اونا هم عالمی دارن تا اپ بعدی

+ نوشته شده در  شنبه 25 اسفند1386ساعت 18:43  توسط غورباقه(منیر) | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
سلام به همه
من غورباقه ام(منیر)دیگه تنهام تنهای تنها می اپم
اینجا ملک شخصی منه کسی حقی توش نداره خریدمش تا آخره عمرم ولی بدون فهیم نمی دونم چی کار کنم فهیم اگه می خونی هوای منو داشته باش عاشقتم بوس بوس گل منی
×××××این عکسی که گذاشتم زینبه دختر داداشم عزیز عمه×××××

پیوندهای روزانه
آباجیو کپولش
قرمزته
داداقاسم پرسسپولیسی
دادا جواد
دادا احمد
داداش بردیاجون
عموجون
نیاز پرسپولیسی
دادا عباس(عشق شادمهر)
ارغوان جونی
ابجی فرشته
سایت رسمی محسن چاوشی
دادا کامران
یار دبستانی
تنها برای تو مینویسم
کیشمیش خانوم
sms4all
حالگیر
دربه درها
داداش شاهین
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
87/01/22 - 87/01/31
87/01/08 - 87/01/14
86/12/22 - 86/12/29
86/10/05 - 86/10/21
86/10/01 - 86/10/07
86/09/08 - 86/09/14
86/08/22 - 86/08/30
86/08/05 - 86/08/21
86/08/08 - 86/08/14
86/08/01 - 86/08/07
پیوندها
میمیرم برات(هانیه)
خاطرات فضا(samafa)
تنها برای تو منویسم
بزرگترین مرجع عکس(عماد)
سایت رسمی پرسپولیسه زلزله
سایت خانواده ی ارجمند
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM